. . . از زمانی که حضرت باری تعالی نفخه ای از روحش را بر پیکر آدم (ع) دمید و قلب و ضربان آهنگینش را آغاز کرد، انسان با هنر آشنا شد، گمان نمی رود در میان افراد بشر کسی را بتوان یافت که شیفته کمال و فریفته جمال نباشد. هنر معیار درک حیات، هنر عصاره، و از رموز طبیعت و متعلق به کسی است که به درک آن نایل آید. هنر، منادی سعادت و کمال است و مایه رستگاری و تنها وسیله ای که بشر را از غم و رنج رهایی می دهد و به مظاهر حیات زیبایی خاص می بخشد و . . . و تراوش هنر در جهان مشهود است و هنرمند واقعی خداست، هنرنمائی اش را در جای جایِ هستی می بینیم، جز ذوق بی زوال الهی که می تواند اخگران سوزان را بر جام آسمان بکشاند و شاهد خورشید را بر تارک آسمان بنشاند.
و هنرمند قطره ای از دریای الهی را در خود می یابد، می آموزد و بکار می بندد، عصاره ناب آفرینش شده و مردم چشم هنردوستان می گردد و هر جا می رود قدر می بیند و بر صدر می نشیند.
از پی صاحب خبران است کار
بی خبران چه غم از روزگار
گر شرف و عقل نبودی ترا
نام که بردی؛ که ستودی ترا؟
* * *
تاریخ پرشکوه و سراسر افتخار هنر دارالصفای خوی ریشه در تمدنی هزاران ساله دارد، هر گاه اوراق زرین تاریخ این دیار را ورق بزنیم، می بینیم که این شهر همواره، شاهد درخشش ستارگانی در زمینه های مختلف هنری بوده است که آسمان هنری را با فروغ خویش منور ساخته اند.
ــ غرض از گشودن این وبلاگ، درس آموزی برای حال و آینده است. در نهایت نیت واقعی، ارائه الگوهائی از تلاش مستمر، اندیشه خلاق و مثبت و زیبای هنرمندان گذشته و حال شهرمان ـ خوی ـ که به نوعی در آثار و افکار و هنر و عملکردهایشان مستمر بوده، و نیز بهره مندی از استعدادها، قابلیت ها و شایستگی های آنان است و بس.
باشد که از این طریق همواره در مسیر حرکت رو به رشد گام برداشته و ضمن ادای دِین نسبت به شایستگان گذشته و حال دیارمان، به مرحله ای از خودباوری، احساس هویت و تأمّل و تأسی و ارزش های اخلاقی و انسانی رسیده باشیم.



